[صفت]

formidable

/ˈfɔrmədəbəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more formidable] [حالت عالی: most formidable]

1 قدرتمند پرابهت، نیرومند

مترادف و متضاد impressive powerful
  • 1.Their formidable opponents gave no sign of weakness.
    1. رقبای قدرتمند آنها هیچ اثری از ضعف بروز ندادند.

2 دشوار سنگین، سخت

معادل ها در دیکشنری فارسی: سهمگین
مترادف و متضاد menacing threatening
  • 1.The task was a formidable one.
    1. (آن) کار یک کار دشوار بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان