[صفت]

gray

/greɪ/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: grayer] [حالت عالی: grayest]

1 خاکستری طوسی، جوگندمی (مو)

معادل ها در دیکشنری فارسی: خاکستری طوسی
grey eyes/hair
چشم‌های خاکستری/موی جوگندمی
  • an old lady with grey hair
    یک پیرزن با موی جوگندمی
gray clouds
ابرهای خاکستری
کاربرد صفت gray به معنای خاکستری
صفت gray به معنای "خاکستری" به چیزهایی اطلاق می‌شود که رنگی شبیه دود یا خاکستر داشته باشند. مثلا:
"gray clouds" (ابرهای خاکستری)

2 ابری گرفته (هوا)

a cold, gray morning
یک صبح سرد و ابری
[اسم]

gray

/greɪ/
غیرقابل شمارش

3 خاکستری طوسی

in gray
به رنگ خاکستری
  • 1. Do you have these skirts in grey?
    1. رنگ خاکستری این دامن‌ها را دارید؟
  • 2. She was dressed in gray.
    2. او لباس خاکستری پوشیده بود.
کاربرد واژه gray به معنای خاکستری
واژه gray به معنای خاکستری یا طوسی به رنگ خاکستر یا دوده اشاره دارد. واژه gray در نقش دستوری اسم، غیرقابل شمارش محسوب می‌شود و وقتی با حرف اضافه in می‌آید معنی "لباس خاکستری داشتن" می‌دهد. مثلا:
".She was dressed in gray" (او لباس خاکستری پوشیده بود.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان