[صفت]

inaccessible

/ˌɪnəkˈsɛsəbəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more inaccessible] [حالت عالی: most inaccessible]

1 خارج از دسترس دست‌نیافتنی

معادل ها در دیکشنری فارسی: دور از دسترس
مترادف و متضاد accessible
  • 1.The summit of the mountain was inaccessible.
    1. نوک قله خارج از دسترس بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان