[صفت]

inferior

/ɪnˈfɪriər/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more inferior] [حالت عالی: most inferior]

1 حقیر پست

معادل ها در دیکشنری فارسی: دنی دون دون‌پایه
مترادف و متضاد superior
  • 1.There are so many smart women in my class that I always feel inferior.
    1. اینقدر زن باهوش در کلاسم هست که من همیشه احساس حقیر بودن می‌کنم.

2 پایین‌رتبه دون‌پایه

معادل ها در دیکشنری فارسی: مادون قلابی
an inferior officer
یک افسر دون‌پایه
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان