Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . ابزارگرایی
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
instrumentalism
/ˌɪnstɹəmˈɛntəlˌɪzəm/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
ابزارگرایی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
ابزارگرایی
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
instrumental-comitative case
instrumental role
instrumental rock
instrumental music
instrumental motivation
instrumentalist
instrumentality
instrumentally
instrumentate
instrumentation
کلمات نزدیک
instrumental music
instrumental
instrument panel
instrument
instructor
instrumentation
insubordinate
insubordination
insubstantial
insufferable
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان