[اسم]

manner

/ˈmæn.ər/
قابل شمارش
a very efficient manner
روشی بسیار کارآمد
She stared at me in an accusing manner.
او به طرزی سرزنش‌آمیز به من خیره شد.

2 رفتار

معادل ها در دیکشنری فارسی: رفتار منش
a rude manner
رفتاری بی‌ادبانه
a friendly manner
رفتاری دوستانه

3 حالت

  • 1.She answered in a businesslike manner.
    1. او با حالت کاری و حرفه‌ای پاسخ داد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان