[اسم]

material

/məˈtɪriəl/
قابل شمارش

1 ماده مصالح

مترادف و متضاد constituent matter stuff substance
building/raw materials
مصالح ساختمانی/مواد خام

2 مطلب

مترادف و متضاد data facts information
to collect material
مطلب جمع کردن
  • She's collecting material for her latest novel.
    او دارد برای جدیدترین رمانش مطلب جمع می‌کند.
teaching materials
مطالب آموزشی [درسی]
  • Videos often make good teaching materials.
    فیلم‌ها اغلب مطالب آموزشی خوبی محسوب می‌شوند.

3 پارچه

مترادف و متضاد cloth fabric
  • 1. ‘What material is this dress made of?’ ‘Cotton.’
    1 . «این پیراهن از چه جنس پارچه‌ای درست شده است؟» «نخی.»
a piece of material
یک تکه پارچه
[صفت]

material

/məˈtɪriəl/
غیرقابل مقایسه

4 مادی دنیایی

مترادف و متضاد immaterial
the material world
جهان مادی
changes in your material circumstances
تغییرات در شرایط مادی شما
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان