[اسم]

mobile

/ˈmoʊbəl/
قابل شمارش

1 تلفن همراه موبایل

معادل ها در دیکشنری فارسی: موبایل
مترادف و متضاد mobile phone
  • 1.Call me on my mobile.
    1. به موبایلم زنگ بزن.
  • 2.What's your mobile number?
    2. شماره تلفن همراه شما چیست؟
[صفت]

mobile

/ˈmoʊbəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more mobile] [حالت عالی: most mobile]

2 سیار متحرک، قابل تحرک

معادل ها در دیکشنری فارسی: سیار منقول متحرک
مترادف و متضاد immobile
  • 1.a mobile library
    1. یک کتابخانه سیار
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان