Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . تصادف نزدیک
2 . با اختلاف کم به هدف نخوردن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
near miss
/nˌɪɹ mˈɪs/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
تصادف نزدیک
to have a near miss
خطر از بیخ گوش (کسی) گذشتن
2
با اختلاف کم به هدف نخوردن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
near is my shirt but nearer is my skin
near gale
near fall
near east
near beer
near the knuckle
near to
near vision
near-blind
near-death experience
کلمات نزدیک
near future
near east
near
ne
nba
near-sighted
nearby
nearest
nearest and dearest
nearly
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان