[قید]

never

/ˈnev.ər/
غیرقابل مقایسه

1 هرگز هیچ‌وقت

مترادف و متضاد at no time not ever always forever
  • 1. I've never heard anything so ridiculous.
    1 . من هرگز چیزی اینقدر مسخره نشنیده بودم.
  • 2. It's never too late to start eating a healthy diet.
    2 . هرگز برای خوردن غذای سالم [هرگز برای داشتن یک رژیم غذایی سالم] خیلی دیر نیست.
  • 3. Let us never forget those who gave their lives for their country.
    3 . بیایید هرگز آنهایی را که جانشان را برای کشورشان دادند، فراموش نکنیم.
  • 4. Wars never solve anything.
    4 . جنگ‌ها هیچ‌وقت هیچ‌چیز را حل نمی‌کنند.
Never in all my life ...
هیچوقت در زندگی‌ام ...
  • Never in all my life have I seen such a horrible thing.
    هیچوقت در زندگی‌ام چنین چیز وحشتناکی ندیده‌ام.
Never ever ...
هیچوقتِ هیچوقت
  • Never ever tell anyone your password.
    هیچوقتِ هیچوقت رمز عبور خود را به کسی نگویید.
have never been to a place
هیچوقت به جایی نرفتن
  • We've never been to Australia.
    من هرگز در استرالیا نبوده‌ایم [هرگز به استرالیا نرفته‌ایم.]
never knew ...
هرگز [تا به الان] ندانستن
  • I never knew you had a twin sister.
    من تا به الان نمی‌دانستم تو یک خواهر دوقلو داشتی.
would never do
هرگز [اصلا] قابل قبول نبودن
  • Someone might find out, and that would never do.
    یک نفر ممکن است بفهمد و این هرگز قابل قبول نیست.
never so much as
هرگز حتی یک‌بار هم
  • He never so much as smiled.
    او هرگز حتی یک‌بار هم لبخند نزد.
کاربرد قید never به معنای هرگز
قید never به عدم وجود چیزی، انجام عملی و یا افتادن اتفاقی در هیچ زمانی (گذشته، حال و آینده) اشاره دارد. مثال:
".Wars never solve anything" (جنگ‌ها هیچ‌وقت هیچ‌چیز را حل نمی‌کنند.)
".I've never heard anything so ridiculous" (من هرگز چیزی اینقدر مسخره نشنیده بودم.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان