out


/ɑʊt/
/aʊt/

قید
1
out [قید]
1
بیرون خارج

مترادف:   not at home not here
متضاد:   in
  • I got out of bed .
    من از تخت خواب بیرون آمدم.
  • او از من خواست برای دیدن فیلم به بیرون برویم.

قید
2
out [قید]
2
خاموش

  • 1. آن آتش کاملا خاموش است؟
  • 2. When we got home , all the lights were out .
    2. وقتی که به خانه رسیدیم، همه چراغ‌ها خاموش بودند.

قید
3
out [قید]
3
خارج شدن توپ‌زن از بازی (بیسبال، کریکت و ...) تمام شدن نوبت توپ‌زنی بازیکن

قید
4
out [قید]
4
خارج زمین (تنیس) خارج از خط

قید
5
out [قید]
5
[نشانه دور بودن]

صفت
1
out [صفت]
1
درآمده

  • 1. All the flowers are out .
    1. همه گل‌ها در آمده‌اند.
  • 2. Look ! The sun is out !
    2. نگاه کن! آفتاب درآمده است!

صفت
2
out [صفت] [غیر قابل مقایسه]
2
منتشر (شده) موجود

مترادف:   available published

صفت
3
out [صفت] [غیر قابل مقایسه]
3
از مد افتاده دمده

  • مشکی امسال دمده شده است.