Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . مجموعه آثار
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
repertoire
/ˈrepərtwɑːr/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
مجموعه آثار
رپرتوار، کارگان
1.a pianist with a wide repertoire
1. یک پیانیست با رپرتواری پربار
2.to add to your repertoire
2. اضافه کردن بر مجموعه آثار خود
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
a
8mm film
86
808
5:2 diet
a backward glance
a bad bush is better than the open field
a bad custom is like a good cake, better broken than kept
a bad excuse is better than none
a bad padlock invites a picklock
کلمات نزدیک
repercussions
repercussion
repentant
repentance
repent
repertory theater
repetition
repetitive
repetitive strain injury
rephrase
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان