restaurant


/ˈres.tər.ɑnt/
/ˈrɛstrɒnt/

اسم
1
restaurant [اسم]
1
رستوران

مترادف:   eatery eating house eating place
  • We went to a little Italian restaurant near Leicester Square.
    ما به یک رستوران ایتالیایی کوچک نزدیک میدان لیستر رفتیم.
  • We went to a restaurant in the King’s Road.
    ما به رستورانی در خیابان "کینگز رود" رفتیم.
  • He’s taking me to a Japanese restaurant in town.
    او قرار است من را به یک رستوران ژاپنی در شهر ببرد.
  • قبلا در این رستوران غذا خورده‌ای؟
  • He worked as a restaurant manager at Mario's Pizzas for 10 years .
    او به مدت ده سال به عنوان مدیر رستوران در "ماریوز پیتزا" کار کرد.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان