[فعل]

to revise

/rɪˈvaɪz/
فعل گذرا
[گذشته: revised] [گذشته: revised] [گذشته کامل: revised]

1 تغییر دادن اصلاح کردن

مترادف و متضاد change modify reconsider review confirm retain
to revise something
چیزی را تغییر دادن
  • 1. My family revised its weekend plans when the weather turned hazy.
    1. وقتی هوا مه‌آلود شد، خانواده‌ام برنامه آخر هفته‌شان را تغییر دادند.
  • 2. The dictionary was revised and then published in a more expensive edition.
    2. واژه‌نامه اصلاح شد و سپس به‌صورت نسخه‌ای گران‌تر چاپ شد.

2 مرور کردن

مترادف و متضاد go over memorize study
to revise (for) something
چیزی را مرور کردن/برای چیزی مرور کردن
  • 1. I’ve got to revise my geography.
    1. من باید درس جغرافی را مرور کنم.
  • 2. She's revising for her English exam.
    2. او دارد برای امتحان انگلیسی‌اش مرور می‌کند.

3 ویرایش کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: ویرایش
مترادف و متضاد amend correct edit preserve
to revise something
چیزی را ویرایش کردن
  • 1. A couple of sections of the book will need to be revised.
    1. چند بخش از این کتاب باید ویرایش شود.
  • 2. His publishers made him revise his manuscript three times.
    2. ناشران او را مجبور کردند که نسخه کتابش را سه بار ویرایش کند.
[عبارات مرتبط]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان