[قید]

scarcely

/ˈskɛrsli/
غیرقابل مقایسه

1 به ندرت خیلی کم

معادل ها در دیکشنری فارسی: ندرتا
  • 1.The woman scarcely spoke a word of English.
    1. زن به ندرت واژه ای انگلیسی می گفت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان