[حرف اضافه]

since

/sɪns/

1 از آن زمان از ... تا حالا

معادل ها در دیکشنری فارسی: از
  • 1.A lot has happened since 1980.
    1. از سال 1980 تا الان اتفاق‌های زیادی افتاده‌است.
  • 2.England hasn't won the World Cup since 1966.
    2. از سال 1966 انگلستان در جام جهانی پیروز نشده‌است.
[حرف ربط]

since

/sɪns/

2 چون از آن جایی که

معادل ها در دیکشنری فارسی: از آنجایی که چون زیرا
مترادف و متضاد as because
  • 1.Since we've got a few minutes to wait for the train, let's have a cup of coffee.
    1. چون باید چند دقیقه‌ای منتظر قطار بمانیم، بیایید یک فنجان قهوه بنوشیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان