[صفت]

slim

/slɪm/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: slimmer] [حالت عالی: slimmest]

1 لاغر باریک‌اندام

معادل ها در دیکشنری فارسی: ترکه نازک لاغر قلمی
approving
مترادف و متضاد lissom skinny slender thin fat plump
  • 1.He's slim and of average height.
    1. او لاغر است و قد متوسطی دارد.
  • 2.She is tall and slim.
    2. او قدبلند و باریک‌اندام است.
کاربرد صفت slim به معنای لاغر یا باریک‌اندام
صفت slim در مفهوم "لاغر" یا "باریک‌اندام"، اندام یک فرد، حالت و اندازه آن را توصیف می‌کند و اشاره به کوچک بودن آن دارد. مثال:
".He's slim and of average height" (او لاغر است و قد متوسطی دارد.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان