Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . شلخته
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[صفت]
slovenly
/ˈslʌvnli/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: slovenlier]
[حالت عالی: slovenliest]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
شلخته
لاابالی، سر به هوا
مترادف و متضاد
carelessly
disorderly
1.a slovenly appearance
1. یک ظاهر شلخته
2.I'll have to improve my slovenly habits - my mother's coming to stay.
2. من باید عادت شلخته بودنم را ترک کنم - مادرم دارد می آید پیشم بماند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
slovenliness
slovenian
slovenia
slovene
sloven
slovenly woman
slow
slow and steady wins the race
slow as a snail
slow as molasses
کلمات نزدیک
slovak
slough
slouchy
slouch
slotted spoon
slow
slow and steady wins the race.
slow as a snail
slow cooker
slow decline
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان