[تخصیص گر]

some

/sʌm/

1 بعضی (از) برخی، تعدادی

مترادف و متضاد a number of
  • 1. In some cases it's possible to fix the problem right away.
    1 . در بعضی از موارد امکان حل‌کردن فوری مشکل وجود دارد.
  • 2. Some of you here have already met Sarah.
    2 . بعضی از شما اینجا قبلاً با "سارا" آشنا شده‌اید.
  • 3. Some stories he wrote were made into movies.
    3 . بعضی از داستان‌هایی که او نوشت، تبدیل به فیلم شد.
کاربرد حرف تعیین‌کننده some به معنای بعضی و مقداری
معادل‌های فارسی حرف تعیین‌کننده some "بعضی" و "برخی" هستند. some قبل از اسامی غیرقابل شمارش و یا شکل جمع برخی اسامی به‌کار می‌رود. مثال:
".In some cases it's possible to fix the problem right away" (در بعضی از موارد امکان حل‌کردن فوری مشکل وجود دارد.)
- گاهی some به اعضای مشخصی از یک گروه و یا به گونه به‌خصوصی از یک چیز و نه به تمام آن گروه یا چیز اشاره می‌کند. مثال:
".Some stories he wrote were made into movies" (بعضی از داستان‌هایی که او نوشت، تبدیل به فیلم شد.)
* (یعنی همه داستان‌های او به فیلم تبدیل نشد، بلکه فقط تعدادی از آنها به فیلم تبدیل شد.)

2 مقداری میزانی، اندکی، کمی

مترادف و متضاد an amount of
  • 1. Have some more vegetables.
    1 . مقداری بیشتر سبزیجات بخور.
  • 2. There is some hope that things will improve.
    2 . اندکی امید وجود دارد که چیزها بهبود یابند.
  • 3. There's some cake in the kitchen if you'd like it.
    3 . اگر دوست داری، مقداری کیک در آشپزخانه هست.
  • 4. There's still some wine in the bottle.
    4 . هنوز مقداری شراب در بطری هست.
کاربرد حرف تعیین‌کننده some به معنای مقداری/میزانی
معادل‌های فارسی حرف تعیین‌کننده some "مقداری" و "میزانی" هستند. some قبل از اسامی غیرقابل شمارش و یا شکل جمع برخی اسامی به‌کار می‌رود و میزان یا مقدار چیزی را که میزان و مقدار مشخصی ندارد، تعیین می‌کند. مثال:
".Have some more vegetables" (مقداری بیشتر سبزیجات بخور.)

3 یک

  • 1. Some jerk locked the door.
    1 . یک آدم عوضی در را قفل کرد.
  • 2. Some lucky person will win more than $1,000,000!
    2 . یک آدم خوش‌شانس برنده بیش از 1 میلیون دلار خواهد شد!
  • 3. There must be some mistake.
    3 . باید یک مشکلی وجود داشته باشد.
کاربرد تخصیص‌گر some به معنای یک
تخصیص‌گر some در این کاربرد برای اشاره به چیزی یا فردی که هویتش مشخص نیست، استفاده می‌شود.

4 زیاد مقدار زیاد، چندین، تعداد زیاد

مترادف و متضاد a large amount of a large number of
  • 1. It was with some surprise that I heard the news.
    1 . مقدار زیادی تعجب وجود داشت که من آن خبر را شنیدم.
  • 2. We're going to be working together for some time.
    2 . برای زمان زیادی با هم کار خواهیم کرد.
  • 3. We've known each other for some years now.
    3 . اکنون سال‌های زیادی [چندین سال] است که ما یکدیگر را می‌شناسیم.

5 چه (تداعی مثبت یا منفی) عجب

  • 1. Some expert you are! You know even less than me.
    1 . تو چه کارشناسی هستی! تو حتی از من هم کمتر می‌دانی.
  • 2. That was some goal.
    2 . آن عجب هدفی بود.
  • 3. That was some party!
    3 . آن چه مهمانی‌ای بود!
[قید]

some

/sʌm/
قابل مقایسه

6 حدود حدوداً

مترادف و متضاد approximately
  • 1. Some thirty different languages are spoken.
    1 . حدود سی زبان متفاوت، گفتاری هستند.

7 به میزانی تا حدی

مترادف و متضاد to some degree
  • 1. “Are you finding the work any easier?” “Some.”
    1 . «این کار برایتان آسان‌تر است؟» «به میزانی.»
  • 2. He likes opera some.
    2 . او تا حدی اپرا دوست دارد.
[ضمیر]

some

/sʌm/

8 بعضی برخی، بعضی افراد

  • 1. All these students are good, but some work harder than others.
    1 . همه این دانش‌آموزان خوب هستند، اما بعضی بیشتر از دیگران تلاش می‌کنند.
  • 2. Here are some of our suggestions.
    2 . این برخی از پیشنهادات ماست.
  • 3. Some disapprove of the idea.
    3 . بعضی (افراد) با این ایده مخالف هستند.
  • 4. Surely some have noticed.
    4 . قطعاً برخی متوجه شده‌اند.
کاربرد ضمیر some به معنای بعضی
معادل‌های فارسی ضمیر some "بعضی"، "برخی" و "بعضی افراد" هستند. ضمیر some به تنهایی به‌کار می‌رود و نه قبل از اسم. این ضمیر به تعداد چیزی یا افرادی اشاره می‌کند. مثال:
".Some disapprove of the idea" (بعضی (افراد) با این ایده مخالف هستند.)

9 مقداری میزانی

  • 1. I can't eat all this chocolate, would you like some?
    1 . من نمی‌توانم این همه شکلات را بخورم، تو مقداری (از آن را) می‌خواهی؟
  • 2. You'll find some in the drawer.
    2 . مقداری در آن کشو پیدا خواهی کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان