Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . پرخوری کردن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[عبارت]
stuff one's face
/stʌf wʌnz feɪs/
1
پرخوری کردن
زیادهروی کردن در غذا خوردن
informal
1.We really stuffed our faces at the party.
1. ما خیلی در آن مهمانی پرخوری کردیم.
تصاویر
کلمات نزدیک
stuff
study plan
study lessons
study italian
study hall
stuffed
stuffed shirt
stuffiness
stuffing
stuffy
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان