[اسم]

temperature

/ˈtemprətʃər/
قابل شمارش

1 دما

معادل ها در دیکشنری فارسی: درجه حرارت دما
high/low temperatures
دماهای بالا/پایین
a fall/drop/rise in temperature
کاهش/کم شدن/افزایش دما
  • There has been a sudden rise in temperature over the past few days.
    طی چند روز گذشته، دما افزایش ناگهانی داشته است.
to take somebody’s temperature
دمای (بدن) کسی را اندازه گرفتن

2 تب

to have a temperature
تب داشتن
  • Does he have a temperature?
    آیا او تب دارد؟
to run a temperature
تب داشتن
  • She's running a temperature.
    او تب دارد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان