[حرف ندا]

thanks

/θæŋks/

1 ممنون متشکرم

معادل ها در دیکشنری فارسی: تشکر مرسی
informal
مترادف و متضاد thank you
  • 1.‘How are you?’ ‘Fine, thanks.’
    1. «حالت چطور است؟» «خوبم، ممنون.»
  • 2.Thanks for lending me the money.
    2. ممنون که به من پول قرض دادی.
[اسم]

thanks

/θæŋks/
غیرقابل شمارش

2 تشکر سپاس، قدردانی

مترادف و متضاد gratitude
  • 1.How can I ever express my thanks to you for all you've done?
    1. چطور می‌توانم قدردانی‌ام را بابت تمام کارهایی که انجام دادید، ابراز کنم؟
  • 2.We gave thanks to God for all our blessings.
    2. ما بابت تمام نعماتمان از خداوند تشکر کردیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان