Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . دم روی کول گذاشتن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[عبارت]
turn tail
/tɜrn teɪl/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
دم روی کول گذاشتن
فلنگ را بستن
مترادف و متضاد
run away
1.We decided to turn tail and leave the stadium before there was a fight.
1. ما تصمیم گرفتیم دم مان را روی کول گذاشته و قبل از اینکه دعوایی بشود از استادیوم خارج شویم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
turn stomach
turn sour
turn signal lever
turn signal
turn over a new leaf
turn the clock back
turn the clock forward
turn the other cheek
turn the tables
turn the tide
کلمات نزدیک
turn swords into ploughshares
turn signal light
turn signal
turn round
turn over a new leaf
turn the other cheek
turn thumbs down
turn to
turn up
turn up one's nose at
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان