[اسم]

walker

/ˈwɔːkər/
قابل شمارش

1 عابر پیاده

معادل ها در دیکشنری فارسی: رونده رهرو
  • 1.The coastal path is a popular route for walkers.
    1. آن جاده ساحلی، مسیر محبوبی برای عابرین پیاده است.

2 راه‌‌بر واکر

معادل ها در دیکشنری فارسی: واکر
مترادف و متضاد Zimmer Zimmer frame
  • 1.Old people use walker to maintain balance while walking.
    1. سالمندان برای حفظ تعادل هنگام راه رفتن از راه‌‌بر استفاده می‌کنند.

3 روروک

4 واکر (نام خانوادگی) (Walker)

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان