[صفت]

witty

/ˈwɪti/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: wittier] [حالت عالی: wittiest]

1 شوخ‌طبعانه بذله‌گو، زیرکانه، ظریف، کنایه‌دار

معادل ها در دیکشنری فارسی: بذله‌گو شوخ
approving
مترادف و متضاد clever humorous ingenious boring dull
  • 1.a witty answer
    1. یک پاسخ شوخ‌طبعانه
  • 2.Fay is too slow to appreciate such witty remarks.
    2. "فِی" کندتر از آن است که چنین اظهارات ظریفی را درک کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان