[صفت]

fair

/fɛːɐ̯/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: fairer] [حالت عالی: fairsten]

1 منصفانه قانون مدارانه

  • 1.Der Kampf verlief absolut fair.
    1. مبارزه کاملا قانون مدارانه بود.
  • 2.Ich finde, unsere Mannschaft hat sehr fair gespielt.
    2. من فکر می کنم که تیم ما منصفانه بازی کرد.

2 منصف با انصاف

  • 1.ich bin immer fair zu Ihnen gewesen.
    1. من همیشه با تو منصف بودم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان