خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . مشاور
[اسم]
adviser
/ədˈvaɪzər/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
مشاور
معادل ها در دیکشنری فارسی:
مشاور
1.a financial adviser
1. مشاور امور مالی
2.a special adviser to the President on education
2. مشاور مخصوص رئیس جمهور در امر آموزش
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
advisement
advisee
advisedly
advised
advise
advisor
advisors run no risks
advisory
advisory board
advisory service
کلمات نزدیک
advised
advise
advisable
advisability
advice columnist
advisory
advocaat
advocacy
advocate
adze
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان