خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . از طرف
[اسم]
behalf
/bɪˈhæf/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
از طرف
از جانب
معادل ها در دیکشنری فارسی:
نوبه
1.Mr. Smith is on vacation, so I am writing to you on his behalf.
1. آقای "اسمیت" در تعطیلات است، بنابراین من دارم از طرف او برای شما می نویسم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
on balance
on average
on approval
on and popping
on and on
on bended knee
on best behavior
on board
on camera
on cloud nine
کلمات نزدیک
begum
beguiling
beguile
begrudge
begonia
behave
behavior
behavioral
behavioral addiction
behavioral science
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان