خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . کوهنوردی
2 . بالارونده
[اسم]
climbing
/ˈklɑɪm.ɪŋ/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
کوهنوردی
صخرهنوردی
1.rock climbing
1. صخره نوردی
2.We're going climbing in Scotland next weekend.
2. ما آخر هفته ی آینده برای کوهنوردی به اسکاتلند می رویم.
[صفت]
climbing
/ˈklɑɪm.ɪŋ/
قابل مقایسه
2
بالارونده
رونده
معادل ها در دیکشنری فارسی:
بالارونده
رونده
طالع
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
climber
climbdown
climbable
climb-down
climb up
climbing anchor
climbing boneset
climbing frame
climbing harness
climbing hemp-vine
کلمات نزدیک
climber
climb down
climb a mountain
climb
climax
climbing frame
clime
clinch
cling
cling film
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان