خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . درد زایمان
2 . اختصار (دستور زبان)
3 . انقباض
[اسم]
contraction
/kənˈtrækʃn/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
درد زایمان
1.The contractions started coming every five minutes.
1. درد زایمان هر پنج دقیقه بر او مستولی میشد.
2
اختصار (دستور زبان)
3
انقباض
معادل ها در دیکشنری فارسی:
انقباض
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
contracting
contractility
contractile organ
contractile
contracted
contractor
contractual
contractually
contracture
contradict
کلمات نزدیک
contractedly
contracted
contract
contraceptive
contraception
contractor
contractual
contradict
contradiction
contradiction in terms
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان