خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . سقفدار
2 . پوشیده
[صفت]
covered
/ˈkʌvərd/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
سقفدار
سرپوشیده، مسقف
معادل ها در دیکشنری فارسی:
سرپوشیده
a covered area of the stadium
بخش سرپوشیده استادیوم
2
پوشیده
معادل ها در دیکشنری فارسی:
پوشیده
نهفته
مستور
1.His face was covered in blood.
1. چهرهاش پوشیده از خون بود.
2.The walls were covered with pictures.
2. دیوارها پوشیده از عکس بودند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
coverb
coveralls
coverage
cover-up
cover version
covered bridge
covered couch
covered goods wagon
covered option
covered smut
کلمات نزدیک
coveralls
coverage
cover-up
cover version
cover up
covering
covering letter
covert
covertly
covet
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان