خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . به درازا کشیدن
[فعل]
to drag on
/dɹˈæɡ ˈɑːn/
فعل ناگذر
[گذشته: dragged on]
[گذشته: dragged on]
[گذشته کامل: dragged on]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
به درازا کشیدن
کش آمدن، طولانی شدن
معادل ها در دیکشنری فارسی:
به درازا کشیدن
طول کشیدن
disapproving
1.Some legal disputes drag on endlessly.
1. برخی از مشاجرات حقوقی تابینهایت به درازا کشیده میشوند.
2.The dispute has dragged on for months.
2. مشاجره ماهها کش آمدهاست.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
drag name through the mud
drag into
drag in
drag heels
drag freight
drag out
drag out of
drag over the coals
drag queen
drag racing
کلمات نزدیک
drag and drop
drag
drafty
draftsman
draft
drag one's feet
drag one's heel
drag out
drag-and-drop
dragoman
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان