Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . عوارض
[اسم]
excise
/ˈeksaɪz/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
عوارض
مالیات
1.The excise on beer was increased under the last government.
1. مالیات بر آبجو در دولت گذشته افزایش پیدا کرده بود.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
exchequer
exchanger
exchanged
exchangeable
exchangeability
excise tax
exciseman
excision
excitability
excitable
کلمات نزدیک
exchange rate
exchange money
exchange
excessiveness
excessively
excise duty
excitable
excite
excited
excitedly
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان