Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . لاسزنی
[اسم]
flirtation
/flɜːrˈteɪʃn/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
لاسزنی
لاسیدن، لوندی، عشوهگری
معادل ها در دیکشنری فارسی:
لاس
1.Frank's efforts at flirtation had become tiresome to her.
1. تلاش های "فرانک" برای لاس زنی برای او خسته کننده شده بود.
تصاویر
کلمات نزدیک
flirt with
flirt
flipper
flippantly
flippant
flirtatious
flit
float
float on air
floating
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان