خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . اصلاح
[اسم]
modification
/ˌmɑːdɪfɪˈkeɪʃn/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
اصلاح
تغییر، تعدیل
معادل ها در دیکشنری فارسی:
اصلاحیه
تعدیل
جرح و تعدیل
مترادف و متضاد
adaptation
1.We've made a few modifications to the system.
1. ما چند تغییر در سیستم ایجاد کردهایم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
modifiable
modicum
modicon
modesty
modestness
modified
modified radical mastectomy
modifier
modifier gene
modify
کلمات نزدیک
modicum
modesty
modestly
modest success
modest
modifier
modify
modular
modulate
module
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان