خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . اُپِرِت
[اسم]
operetta
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
اُپِرِت
اپرای کوچک
معادل ها در دیکشنری فارسی:
اپرت
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
operculum
operculated
operculate
operator grammar
operator gene
operon
operose
operoseness
opheodrys
opheodrys aestivus
کلمات نزدیک
operator
operative word
operative
operations room
operational
ophthalmic
ophthalmologist
ophthalmology
opiate
opinion
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان