خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . تخمکگذاری کردن
[فعل]
to ovulate
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
تخمکگذاری کردن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
ovular
ovrette
ovral
ovoviviparous
ovotestis
ovulation
ovulation method
ovulation method of family planning
ovule
ovulen
کلمات نزدیک
oviparous
overwrought
overwrite
overworked
overwork
ovulation
ovule
ovum
ow
owe
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان