خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . پیری زودرس
[اسم]
progeria
/pɹoʊdʒˈɛɹiə/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
پیری زودرس
پروگریا
معادل ها در دیکشنری فارسی:
پیری زودرس
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
progeny
progenitor
profusion
profuseness
profusely
progestational
progesterone
progestin
progestogen
prognathic
کلمات نزدیک
progeny
profusion
profuse
profundity
profoundly
progesterone
prognosis
prognosticate
prognosticator
program
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان