program

programme
/ˈproʊ.græm/
/ˈprəʊɡræm/

اسم
1
program [اسم]
1
برنامه

  • 1. آن برنامه تلویزیونی مورد علاقه من است؛ هیچوقت از دستش نمی‌دهم.
  • 2. شما باید به طور منظم برنامه آنتی ویروس خود را بروزرسانی کنید.
  • آنها یاد گرفتند چطور برای خودشان برنامه بنویسند.

اسم
2
program [قابل شمارش] [اسم]
2
فهرست برنامه‌های تلویزیونی یا سینمایی

فعل
1
to program [فعل]
1
برنامه دادن (به کامپیوتر) برنامه‌نویسی کردن

گذشته: programmed   گذشته کامل: programmed  
  • کار آسانی است که به کامپیوتر برنامه دهید تا این علائم را بشناسد.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان