خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . حمایت مالی
[اسم]
sponsorship
/ˈspɑːnsərʃɪp/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
حمایت مالی
اسپانسری
1.a $50 million sponsorship deal
1. قرارداد اسپانسری 50 میلیون دلاری
2.We need to find sponsorship for the expedition.
2. ما باید برای اردوی اعزامی به دنبال اسپانسر بگردیم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
sponsor
spongy
spongioblastoma
spongioblast
sponginess
spontaneity
spontaneous
spontaneous abortion
spontaneous combustion
spontaneous generation
کلمات نزدیک
sponsored
sponsor
spongy
sponging
sponger
spontaneity
spontaneous
spontaneously
spoof
spook
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان