خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . سوراخ کردن
2 . شکستن (با هل دادن به داخل)
[فعل]
to stave in
/ˈsteɪv ˈɪn/
فعل گذرا
[گذشته: staved in]
[گذشته: staved in]
[گذشته کامل: staved in]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
سوراخ کردن
1.The back of the typewriter is staved in.
1. پشت ماشینتحریر سوراخ شدهاست.
2
شکستن (با هل دادن به داخل)
1.The door was staved in.
1. در (با هل دادن به داخل) شکسته شد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
stave church
stave
stavanger
staunchness
staunchly
stave off
stay
stay ahead
stay away
stay behind
کلمات نزدیک
stave
staunch
statutory rape
statutory offense
statutory
stave off
stay
stay away
stay behind
stay home
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان