خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . با ضعف
[قید]
weakly
/ˈwiːkli/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
با ضعف
با بیحالی
1.‘I'm not sure about it,’ he said weakly.
1. او با بیحالی گفت: «من راجع بهش مطمئن نیستم.»
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
weakling
weakfish
weakening
weakener
weakened
weakly interacting massive particle
weakness
weal
weal and woe
weald
کلمات نزدیک
weakling
weakening
weaken
weak-kneed
weak sunlight
weakness
wealth
wealthy
wean
weapon
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان