1 . اسم
[اسم]

appellation

/æpəˈleɪʃən/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 اسم لقب

معادل ها در دیکشنری فارسی: لقب
مترادف و متضاد name title
  • 1.the city fully justifies its appellation "the Pearl of the Orient".
    1. این شهر، کاملا لقب خود "مروارید مشرق زمین" را توجیح می کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان