1 . دست یافتن
[فعل]

to attain

/əˈteɪn/
فعل گذرا
[گذشته: attained] [گذشته: attained] [گذشته کامل: attained]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 دست یافتن به دست آوردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: احراز کردن نایل آمدن
formal
مترادف و متضاد achieve
to attain something
چیزی را به دست آوردن
  • 1. He has attained the highest grade in his music exams.
    1. او بالاترین نمره در امتحان موسیقی‌اش را به دست آورد.
  • 2. Most of our students attained five ‘A’ grades in their exams.
    2. بیشتر دانش‌آموزان ما در امتحان‌هایشان نمره عالی کسب کردند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان