1 . (داخل چیزی را) تمیز کردن
[فعل]

to clean out

/klin aʊt/
فعل گذرا
[گذشته: cleaned out] [گذشته: cleaned out] [گذشته کامل: cleaned out]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 (داخل چیزی را) تمیز کردن تمیز کردن (بخصوص از راه خالی کردن)

  • 1.I found my old jacket when I was cleaning out my closet.
    1. وقتی که داشتم کمدم را تمیز می کردم، کت قدیمی ام را پیدا کردم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان