1 . اجتماع (کلیسا)
[اسم]

congregation

/ˌkɑŋgrəˈgeɪʃən/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 اجتماع (کلیسا) دسته، گروه

مترادف و متضاد gathering parish
  • 1.large congregations of birds
    1. دسته های بزرگی از پرندگان
  • 2.The priest told the congregation that he would be retiring.
    2. کشیش به اجتماع کلیسا [اعضای کلیسا] گفت که او بازنشسته خواهد شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان