1 . بی‌ادب
[صفت]

discourteous

/dɪsˈkɜːrtiəs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more discourteous] [حالت عالی: most discourteous]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 بی‌ادب گستاخ، بی‌نزاکت

formal
مترادف و متضاد impolite courteous
  • 1.He didn’t wish to appear discourteous.
    1. او دوست نداشت بی‌ادب به نظر برسد.
  • 2.The employees were unhelpful and discourteous.
    2. کارمندان غیرسودمند و گستاخ بودند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان