1 . به طور جداگانه
[قید]

discretely

/dɪˈskritli/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 به طور جداگانه به طور مجزا

مترادف و متضاد distinctly separately
  • 1.In order to understand how the engine worked, each component needed to be studied discretely.
    1. برای فهمیدن نحوه کار کردن آن موتور، هر جزء باید به طور جداگانه بررسی می‌شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان