[اسم]

disk drive

/dɪsk draɪv/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 دیسک‌خوان (کامپیوتر) دیسک درایو

معادل ها در دیکشنری فارسی: دیسک‌خوان
  • 1.My computer's disk drive is broken.
    1. دیسک‌خوان کامپیوترم خراب است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان