1 . دانلود کردن 2 . دانلود
[فعل]

to download

/ˈdɑʊn.loʊd/
فعل گذرا
[گذشته: downloaded] [گذشته: downloaded] [گذشته کامل: downloaded]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 دانلود کردن بارگیری کردن

مترادف و متضاد upload
to download something
چیزی دانلود کردن
  • 1. I've downloaded the program.
    1. من آن برنامه را دانلود کرده‌ام.
  • 2. You can download the app for free.
    2. شما می‌توانید رایگان اپ را دانلود کنید.
[اسم]

download

/ˈdɑʊn.loʊd/
قابل شمارش

2 دانلود بارگیری

معادل ها در دیکشنری فارسی: بارگیری دانلود
  • 1.movie download
    1. دانلود فیلم
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان